«شاهرخ کیواننیا» مستندساز، در گفتوگو با خبرنگار سینماپرس، با انتقاد از نبود هماهنگی و سیاستگذاری منسجم میان نهادهای فرهنگی فعال در حوزه مستند در جریان جنگ و تحولات اخیر، اظهار داشت: من مجموع ارگان های فرهنگی را در حوزه مستند و در دوره جنگ هماهنگ و همراه ندیدم که مثلاً در مقاطع مختلف و در وضعیتهای مختلف، بهخصوص در این جنگ و این مسائل، همراهی و هماهنگی لازم را داشته باشند. حالا نمیدانم جزو مأموریتهایشان نیست یا اینکه اصلاً سیاستگذاریهایشان در واقع به این سمت نمیرود. ما حرکت یا فراخوان خاصی از طرف آنها ندیدیم. چون در فضاهایی که من هم کار میکنم، حضورشان خیلی پررنگ نیست، ارتباط ما هم با آنها چندان پررنگ نیست.
کارگردان مجموعه مستند «موزه های جنگ دنیا» ضمن تشریح رویکرد خود در تولید مستند با موضوع جنگ رمضان، با اشاره به سطحی بودن مستندهای تولید شده در جریان جنگ، تصریح نمود: من چون اصلاً کار رسانهای یا مستندسازیام در رابطه با موضوع جنگ و دفاع مقدس از سال ۶۵ شروع شد، در سال ۱۳۶۵ زیر نظر آقا مرتضی آوینی، قاعدتاً نگاه ما در واقع متأثر از نگاه ایشان است؛ چراکه ما در این موضوعات فعالیت میکردیم. ایشان هم در نگاهی که به موضوع دفاع مقدس داشت، یک نگاه انسانمحور داشت، نه اینکه صرفاً به مسائل فیزیکی جنگ و مسائلی که به تخریب، پیکرهای متلاشیشده، جانباختگان جنگ و موضوعات اینچنینی مربوط میشد، بپردازد.
وی افزود: نگاه ما در آن مقطع، و حتی بعد از آن، به این موضوعات بود که مسائل فطری و شخصیت افراد در زمان جنگ چگونه شکل میگیرد؛ بهاصطلاح، ویژگیهای اخلاقی، عقیدتی و فرهنگی افراد در آن موقعیت بحرانی بروز پیدا میکند و فرد در برابر آن شرایط چه واکنشی نشان میدهد. بیشتر روی این موضوع تمرکز داشتیم.
او ادامه داد: آموختهای که از درسهای آقای آوینی، رحمتالله علیه، داشتیم، این بود که بسیاری از مستندهای دیگری که دیدهایم، بیشتر به پوسته ظاهری ماجرای جنگ، تخریبها، آسیبهایی که مردم دیدند و مسائل اینچنینی پرداختهاند؛ یعنی در واقع کمتر موردی پیدا شده بود که بتواند از این پوسته عبور کند و به لایههای عمیقتر این ماجرا بپردازد. حالا دیگر به قول معروف، اینها اختلاف دیدگاه و اختلاف سلیقه است. آموزههایی که به قول معروف بزرگترها دیدهاند و تجربه کردهاند، در چنین جاهایی خودشان را نشان میدهند.
کارگردان مستند «در مسلخ عشق» در مورد عملکرد سیاستگذاریهای نهادها، تلویزیون یا مرکز گسترش، در مدیریت کلان تولیدات مربوط به جنگ بیان کرد: حالا نمیدانم اگر چیزی بگویم، بیانصافی نشود و یک مقدار هم اغراق نکرده باشم، اما به نظرم اصلاً مدیریتی وجود نداشته و سیاستگذاری مشخصی وجود نداشته که بتوان گفت جهت آن درست یا غلط بوده است. حتی ما به بعضی از مراکزی هم که مربوط به حوزه کاری خودمان بودند، مراجعه میکردیم، اما چیز خاصی وجود نداشت. حرکتها بیشتر به حرکتهای فردی وابسته بود؛ یعنی عِرق شخصی آن فرد به آن موضوع باعث میشد که در واقع به آن سمت حرکت کند، وارد ماجرا شود و در دل مسائل برود. در واقع، بیشتر این انگیزههای فردی بود که باعث شکلگیری برخی فعالیتها میشد.
وی افزود: حالا بعضی از مراکز شاید دیدگاههایشان سیاسی بود، بعضیها نمیدانم، شاید تاریخی بود، اما تقریباً میشود گفت دستگاه رسانهای ما، چه تلویزیون و چه مراکز دیگر، در این زمینه تولیدات مربوط به جنگ سیاستگذاری و مدیریت مشخصی نداشت.
این مستندساز همچنین با انتقاد از عدم توجه فرماندهان نظامی نسبت به اطلاعات مستندسازان اظهار داشت: ما جلسات مختلفی هم داشتیم. از یکی دو سال قبل از اینکه اصلاً جنگ پیش بیاید، چون ما در مسیر سوریه و لبنان کار و فعالیت میکردیم، در جلساتی که با مدیران داشتیم، مرتب نهیب میزدیم که آقا، بالاخره دیر یا زود، امروز یا فردا، امسال یا سال دیگر، درگیری مستقیم ما با آمریکا و اسرائیل شروع میشود. همهچیز دلالت بر این دارد که این دو نوک پیکان دارند به هم نزدیک میشوند. در جلسات میگفتند «بله، بله، فلان...» اما در عمل اتفاقی نمیافتاد. ما میگفتیم باید آمادگی لازم را داشته باشیم؛ حالا در حوزه برنامهسازی، از نظر تنویر افکار عمومی، آمادگی فرهنگی و همچنین در حوزه مسائل اجتماعی و مدنی و غیره. اما نتیجه خاصی ندیدیم؛ یعنی عکسالعمل مؤثری مشاهده نکردیم.
«شاهرخ کیوان نیا» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: همه منتظر بودند ببینند چه پیش میآید؛ به نوعی هرچه پیش آید، خوش آید. متأسفانه مدیریت رسانه ما آنقدر دچار روزمرگی است که دیگر اصلاً بعید است بتواند افق دور را ببیند.
ارسال نظر